یه کهکشون تنهایی

اگر تنهاترین تنها شوم, باز هم خدا هست،او جانشین همه نداشتنهای من است

باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی را جشـــــن میگیرد،

و بهـــــار

روی هر شاخه کنار هر برگ،

                            شمع روشن کرده است!

همه چلچله ها برگشتند

و طراوت را فریاد زدند،

                                  حالیــــــا!...

معجزه ی باران را باور کن ،

و سخاوت را

در چشم چمن زار ببین ،

                               خاک جان یافته است!

تو چرا سنگ شدی ؟!

تو چرا اینهمه دلتنـگ شدی؟!

باز کن پنجره ها را

                                وبهاران را باور کن!...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط طاطا دلگرمیهام() |

شنگول و منگول گرگ شدن!

چوپان دروغگو عزیــز شده !

دهقان فداکار پیــــــــر شده!

کوکب حوصله ی مهمون نداره!

کبری  تصمیم گرفته  دماغشو عمل کنه!

روباه  و کلاغ  دستشون  تو یه  کاسه س!

آرش کمانگیر معتاد شده!

حسنک گوسفنداشو ول کرده و رفته توی یه شرکت آبدارچی شده!

شیرین ، خسرو و فرهاد و پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی!

رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و با موتور میرن کیف قاپی !

راستی چی به سر ما ایرانیا اومده !؟!

 

نوشته شده در جمعه ٢۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط طاطا دلگرمیهام() |

ناصحا، بیهوده میگویی که دل بردار از او

من به فرمان دلم ، کی دل به فرمان من است؟!

نوشته شده در جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط طاطا دلگرمیهام() |

مراقب افکارت باش که گفتارت میشود،

مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود،

مراقب رفتارت باش که عادتت میشود،

مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود،

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود؛

 

امام علی (ع)

 

 

نوشته شده در جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ توسط طاطا دلگرمیهام() |

هر چی که داری رو جمع کن، خدا رو ازش کم کن،

                                         

ببین چی داری؟!...

 

   حالا

 

هر چی که نداری رو جمع کن ، خدا رو بهش اضافه کن ،

 

ببین چی کم داری ؟!...

نوشته شده در یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط طاطا دلگرمیهام() |

Design By : Night Melody